تبليغاتX
باران هزار ابر سرگردان - این راه دراز

باران هزار ابر سرگردان

يادداشتهايی بر رباعيات کهن پارسی / به قلم سيد علی ميرافضلی

 

از جمله رفتگان این راه دراز

باز آمدهای کو که به ما گوید راز

پس بر سر این دو راهه آز و نیاز

تا هیچ نمانی که نمیآیی باز.

                                                عمر خیام

 

 

آن رفتن را که بازگشتی نیست، رفتن ازین جهان پُر رنج و بلاخیز است: «این مایه ندانی که چو رفتی، رفتی؟» این درد را که مجال اندک است و سرگرمیهای بیشمار در پیش رو که ما را از اندیشیدن به آن نقطه پایان باز میدارد، با که باید گفت؟ درین زندگانی کوتاه بی رحم، جز غنیمت شمردن دَمها چه حیلت و چه چاره؟ پاس این انفاس گرامی باید داشت، که چون تیر از دست رفت، باز پس نخواهد آمد. معناي حقيقي «خوشباشي» شايد همين باشد. رنگ آميزي و زيباسازي اوقات. نه بدان مايه كه از مرگِ بي امان خود غافل افتيم. بلكه از آن گونه كه لحظات ما رنگي جاوداني گيرد.

..

سوم خرداد ماه سالروز تولد حکیم ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی معروف به «خیام» است. وی به احتمال بسیار به سال 427 شمسی (439 قمری) در نیشابور دیده به جهان گشود و بیش از 85 سال عمر کرد و به تقریب در سال 526 قمری از دنیار رفت. از وی حدود 12 رساله کوتاه بجای مانده که بیشتر آنها به زبان عربی است که زبان رایج علمی در آن روزگار بوده است. این آثار، در زمینه فلسفه، ریاضی، فیزیک و موسیقی است. آنها که در قرن پنجم و ششم هجری خیام را از نزدیک ملاقات کردهاند، مقام علمی او را ستودهاند. اما به شاعری او كوچكترين اشارهای ندارند. طرفه آنکه، امروزه بیشتر نامآوری خیام بواسطه رباعیات پر شماری است که بدو منسوب میدارند. همین امر، در ذهن بعضي محققان این شبهه را در افکنده است که خیام شاعر و خیام حکیم دو شخصیت جداگانهاند و رباعیات منسوب به خیام، هیچ کدام از او نیست.

..

امام فخر رازی، فیلسوف و متکلم معروف (متوفی 606 ق)، در رسالهای که به زبان عربی در تفسیر قرآن کریم پرداخته، یک رباعی به اسم خیام نقل کرده و نقدگونهای بر آن تحریر کرده است. این مأخذ، عجالتاً قدیمترین جایی است که در آن، شعری به فارسی به اسم حکیم عمر خیام نقل شده است. به اعتبار دانش و امانتداری علمی فخر رازی، این نقل بسیار در خور توجه است. ازین تاریخ به بعد، به تدریج بر شمار رباعیات منسوب به خیام افزوده شده است. این رباعیات که در آغاز جنبه حکمی و فلسفی داشت و مبتنی بر الفاظ ساده و معانی عمیق بود (همانند رباعی بالا)، در آخر مجموعهای شد ناهمگون و ناهمطراز چه از حیث لفظ و چه از حیث اندیشه. و هر معنی مبتذلی که خالی از ژرفای حکیمانه نیز بود، داخل مجموعه رباعیات منسوب به خیام شد.

..

پژوهشگران تلاش زیادی برای شناسایی رباعیات اصیل خیام کردهاند. به گمان من، به هیچ کدام از مجموعههای مستقل رباعیات خیام که از قرن نهم به بعد فراهم آمده، به تنهایی اعتماد نشاید کرد. این مجموعهها علاوه بر حدود 300 سال فاصله با زمان خیام، فاقد انسجام درونی و نگاه محققانه به رباعیات خیام و امانتداري در نقل و تحقيق در منابع است و در آنها، علاوه بر رباعیات متناقض و ناهمگون، و سست و سخیف، آثار دیگران نیز فراوان به چشم میآید. سراغ رباعیات اصیل خیام را باید از منابع نزدیک به زمان آن حکیم گرفت و آنها را به محک نقد و بررسی سنجید و آزمود و آثار دیگران را جدا کرد و به خودشان برگرداند و مجموعهای یکدست و پاکیزه و بدون خط خوردگیهای ذهنی و زبانی فراهم آورد.

..

رباعيات خيام در سير تاريخي خود دچار تغيير و تحول واژگاني بسيار شده است و عمده اين تغييرات به منظور قابل فهم كردن يا مأنوس كردن واژگان شعر براي نسلهاي بعدي بوده است. براي نمونه، مصدر «ماندن» كه تا اواخر قرن ششم در متون ادبي به معناي: هشتن و باقي گذاشتن هم آمده است، در دورههاي بعد (تا امروز) متروك شده و از آن صرفاْ معناي اقامت كردن و بجاي ماندن مستفاد ميشده است. به همين دليل، در دورههاي متأخر مصراع چهارم رباعي خيام كه نقل شد، بدين شكل در آمده و به واقع، روز آمد شده است:

چيزي نگذاري كه نميآيي باز.

و اگر دقت كرده باشيد در نوار رباعيات خيام كه با صداي احمد شاملو منتشر شده است، آن مرحوم نيز اين رباعي را با همين شكل تغيير يافتهاش خوانده است.

..

رباعي خيام نخستين بار در دو فقره از آثار ظهيري سمرقندي كه دو سه دهه بعد از مرگ خيام نگاشته شده، به همان شكل كهنش آمده است: سندبادنامه (ص 32) و اغراض السياسه (ص 155). البته ظهيري به گوينده اين رباعي اشاره نكرده است. ولي نقل او كه فاصله اندكي با زمان خيام دارد، علاوه بر اصالت لفظ، دايره انتساب را نيز بسيار محدود ميكند و گوياي آن است كه اين رباعي را فقط ميتوان از آثار ماقبل اين تاريخ يعني ربع اول قرن ششم و يا قرن پنجم دانست. اين رباعي در دو فقره از جُنگهاي خطي كه در قرن هشتم هجري فراهم آمده است، به نام خيام نقل شده و تواتر نقل، به اضافه قدمت رباعي، اطمينان نسبي در مورد صحت انساب آن به خيام به ما ميدهد: جُنگ رباعيات كتابخانه مرعشي قم و مجموعه اشعار كتابخانه مجلس.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 11:37  توسط سيد علی ميرافضلی  |