تبليغاتX
باران هزار ابر سرگردان - نسیم آشنایی

باران هزار ابر سرگردان

يادداشتهايی بر رباعيات کهن پارسی / به قلم سيد علی ميرافضلی

 

ای باد صبا! طرب فزا میآیی

از طوف کدامین کف پا میآیی

از کوی که بر خاسته ای؟ راست بگو

ای گرد! به چشمم آشنا میآیی

                                                آقا حسین خوانساری

 

جانهای آشنا را در روز ازل نسبتی است که حتی اگر هیچ دیداری شان میسر نگردد، این نسبت آشنایی زنده خواهد ماند. گاه کسی را بی آنکه دیده باشیم، آشنا می یابیم و این نیست مگر تأثیر همان آشنایی ازلی. عاشقان در عهد ازل با خاک کوی دوست، چنان الفتی یافته اند که بوی آن را با هر نسیم تشخیص میدهند. حسی آشنا که گاه در برخورد دو نگاه شکل میگیرد، محصول آشنایی دیرین روحهاست.

 

آقا حسین خوانساری معروف به محقق خوانساری، از شاگردان میرفندرسکی و ملا محمد تقی مجلسی بود. پدرش آقا جمال خوانساری نیز از علمای معروف عهد خود بود. وی در جوانی به اصفهان آمد و در محضر علمای بزرگ عهد صفوی شاگردی کرد و نهایتاً در دوران پادشاهی شاه سلیمان صفوی (1077 _ 1105 ق) تدریس و تولیت مدرسه شاه عباس دوم را در اصفهان بر عهده گرفت و شاگردان زیادی پرورش داد. نصرآبادی که با آقا حسین در یک زمان و یک دیار می زیست، در حق او آورده است: «جناب آقایی گاهی بعد از مباحثه، به ترتیب رباعی حقایق بنیان مشغول می شوند» (تذکره الشعراء، ج 1، ص 221). نصرآبادی چهار فقره از رباعیات او را نقل کرده و یکی از آنها همان است که در صدر این نوشته آمد. در منابع دیگر هم میتوان بعضی رباعیات دیگر او را یافت. آقا حسین خوانساری در سال 1098 ق در اصفهان درگذشت و او را در همان شهر به خاک سپردند.

رباعیات آقا حسین خوانساری در حد متوسطی است و نمایانگر ذوق ورزی علمای عصر صفوی در قالبهایی مثل رباعی است. این رباعی او که از دیگر رباعیاتش حس و حال شاعرانه تری دارد، بر محور اصطلاح «به چشم آشنا آمدن» شکل گرفته است و شاعر از جوانب معنایی این اصطلاح نسبتاً خوب استفاده کرده است. البته اگر به جای «گرد» از واژه ای مثل «اشک» استفاده می شد (چنانکه در رباعی قیصر امین پور خواهیم دید)، استفاده بیشتری از ظرفیت کلمات می شد و وجه دیگر کلمه «آشنا» که به معنی «شناور و شناگر» است، بارزتر به چشم میآمد.

رباعی آقا حسین خوانساری در بعضی نسخه های دیوان غنی کشمیری (متوفی 1079 ق) نیز با تغییراتی وارد شده است (رک. رباعی نامه، ص 121). اما جانب آقا حسین به گواهی منابع عصری (همچون تذکره نصرآبادی، جواهر الخیال، ریاض الشعرا) محکمتر است:

 

ای باد صبا! طرب فزا میآیی

گویا که ز کوی یار ما میآیی

از کوی که برخاسته ای، راست بگو

بسیار به چشمم آشنا میآیی

 

در این روایت، تغییراتی هست که یک مورد آن به بهتر شدن شعر کمک کرده است: «بسیار» به جای «ای گرد» که هم صمیمی تر است و هم عیب دو خطابی بودن رباعی را بر طرف کرده است: ای باد صبا و ای گرد! اما تغییری که در مصراع دوم به وجود آمده است: گویا که ز کوی یار ما میآیی، مسیر رباعی را منحرف کرده است و پایان شعر را به نحوی لو داده است. مضافاً آنکه با گزاره پرسشی مصراع سوم نیز در تضاد است. در مصراع دوم شاعر از نیمچه یقینی سخن میگوید که در مصراع سوم به شکل تجاهل العارف آن را نفی کرده است.

باری، شبیه رباعی خوانساری را در رباعیات قیصر امین پور هم میتوان یافت. قیصر در رباعی خود که تا حدودی وامدار رباعی آقا حسین است، «گرد» را به «اشک» تبدیل کرده و ظرفیت معنایی رباعی را گسترش داده است (گلها همه آفتابگردانند، ص 92):

 

ای غم تو که هستی از کجا میآیی؟

هر دم به هوای دل ما میآیی

بازآی و قدم به روی چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا میآیی

 

تنها عیب این رباعی زبان کهنه آن است و نمیتواند حسی تازه در مخاطب برانگیزد.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 16:33  توسط سيد علی ميرافضلی  |