تبليغاتX
باران هزار ابر سرگردان - در قالب آرزوي من

باران هزار ابر سرگردان

يادداشتهايی بر رباعيات کهن پارسی / به قلم سيد علی ميرافضلی

 

صد بار وجود را فرو بيخته‌اند

تا مثل تو صورتي بر انگيخته‌اند

سبحان اللَّه ! ز فرق سر تا پايت

در قالب آرزوي من ريخته‌اند

                                          اثير اخسيكتي.

 

اين چه رازي است كه هر عاشقي را معشوقي است كه در نگاه او بهترين و كاملترين است. انسان كاملي كه مي‌گويند، در نگاه عاشقانه شاعران، همانا معشوق ايشان است. پنداري عالم وجود را به غربال لطافت فرو بيخته‌اند و از ميان آن همه آدمي، موجودي برآورده‌اند كه تجلي تمامي خواستها و نيازها و آمال و آرزوهاي عاشق است، در حد پرستندگي. و صد البته، اين گونه مي‌بايد بود. معشوق ناقص، در نظر عاشقان جلوه‌اي ندارد. و آنچه در ديده فارغان غير عاشق، نقص مي‌نمايد، در ديده عاشق حسني تمام است. از همين رو كاردانان عشق گفته‌اند: اگر در ديده مجنون نشيني / بغير از خوبي ليلي نبيني.

بنابراين، هر عاشقي به صفتي معشوق خود را مي‌بيند و مي‌پسندد كه ممكن است در نزد ديگر مردمان آن صفت ناخوش آيد. پس معيار عشق، زيبايي‌شناسي يگانه‌اي است كه قابل تعميم به ديگران نيست. قالبي است كه هر بار بايد در آن دست برد و براي ترسيم معشوقان بايستي به‌رنگ تمام عاشقان عالم، هزار قالب و قلم گوناگون برآورد.

مضمون اين رباعي را پيش از اثير، عبدالواسع جبلي (متوفي 555 ق) در يك رباعي عاشقانه باز نموده است (ديوان، ص 662):

نقاش رخت ز طعنه‌ها آسوده‌ست

كز صنعت خود هرچه توان بنموده‌ست

سرتا پايت چنان كه بايد بوده‌ست

گويي كه كسي به آرزو فرموده‌ست.

...

در مورد اثير اخسيكتي پيش ازين سخنها گفته آمد. اثير در كار شاعري دو رقيب ديرين داشت: خاقاني شرواني و مجير بيلقاني. خاقاني شرواني مردي محتشم بود با قصايدي باشكوه و اثير آدمي آواره‌گرد و آس و پاس كه مي‌كوشيد در عرصه رقابت با خاقاني، مال و جاهِ نداشته را با قصايد دشوار و پيچيده تلافي كند. و نمي‌دانست بعد از مرگش، آنچه مايه آبروي و احتشام اوست، غزلهاي لطيف و رباعيات آبدار است نه قصايد فخيم ميان تهي. رقابت اثير با مجير بيلقاني اما بيشتر انگيزه‌هاي دنيوي داشت. اين دو مداح دو برادر بودند: قزل ارسلان و محمد جهان پهلوان و هر كدام مي‌كوشيد در اين رقابت كودكانه، با اشعار خود پشت آن ديگري را بر خاك مالد. كار رقابت اين دو شاعر، گاه پاي دو برادر را نيز به ميدان رقابت و دشمني باز مي‌كرد.

در مورد رباعي بالا نكته جالب اينجاست كه علاوه بر اثير، به دو رقيب او نيز منسوب است. اين رباعي به ديوان خاقاني (چاپ سجادي، ص 718) راه يافته و در نزهة المجالس (ص 256) به اسم مجير بيلقاني ثبت شده است. و احتمال خطا در اين منبع (يعني نزهة المجالس)، بيش از دو منبع ديگر است.

رباعيات عاشقانه اثير از نمونه‌هاي خوب اين گونه شعري در زبان فارسي است. رباعي اثير را هلالي جغتايي (مقتول در 936 ق)، شاعر دوره تيموري، اين گونه تقليد كرده است (ديوان، ص 214):

چون صورت زيباي تو انگيخته‌اند

صد حسن و ملاحت به‌هم‌آميخته‌اند

القصه كه شكل عالم آراي ترا

در قالب آرزوي ما ريخته‌اند!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 14:42  توسط سيد علی ميرافضلی  |